تبلیغات
اولین ها و البته آخرین ها - خدا را باور داشته باش!
 
اولین ها و البته آخرین ها
دانشجویان مهندسی نرم افزار،ورودی 91 دانشگاه کوثر بجنورد
شنبه 1 تیر 1392 :: نویسنده : parisa

شهسواری به دوستش گفت : بیا به كوهی كه خدا آن جا زندگی می‌كند برویم .

می‌خواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد ،
و هیچ كاری برای خلاص كردن ما از زیر بارمشقات نمی‌كند.
دیگری گفت : موافقم . اما من برای ثابت كردن ایمانم می آیم .
وقتی به قله رسیدند ، شب شده بود .
درتاریكی صدایی شنیدند : سنگ های اطرافتان را بار اسبانتان كنید و آن ها را پایین ببرید .
شهسوار اولی‌گفت : می‌بینی ؟
بعد از چنین صعودی ، از ما می‌خواهد كه بار سنگین تری را حمل كنیم .
محال است كه اطاعت كنم .
دیگری به دستور عمل كرد .
وقتی به دامنه كوه رسیدند ، هنگام طلوع بود
و انوار خورشید ، سنگ هایی را كه شهسوار مومن با خود آورده بود ، روشن كرد.
آن ها خالص ترین الماس ها بودند.
مرشد می‌گوید :
تصمیمات خدا مرموزند ، اما همواره به نفع ما هستند ...





نوع مطلب : چرک نویس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 تیر 1396 03:13 ق.ظ
Hello, Neat post. There's a problem along with your web site
in internet explorer, might check this? IE nonetheless is the marketplace leader and a big element of other people will miss your great writing because of this problem.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 12:49 ب.ظ
Terrific article! That is the kind of info that are meant to be shared
around the internet. Shame on the search engines for now not positioning
this submit upper! Come on over and discuss with my website .
Thanks =)
جمعه 7 تیر 1392 03:00 ق.ظ
سلام خانومی

عالی بود...ممنون



سه شنبه 4 تیر 1392 02:15 ق.ظ
salam
mamnun
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :